۱. از مفاد این ماده «اصل لزوم قراردادها» استنباط می شود، هرچند که بعضی آن را ناظر به لزوم رعایت مفاد و مقتضای عقد (اعم از جایز یا لازم) میدانند. مورد بیع، به عنوان یکی از مهم ترین مصداق های اعمال اصل لزوم در معاملات.
2. قائم مقامی ممکن است عام باشد (مانند وارثان) یا خاص (مانند خریدار خانه دربارهی حق ارتفاق،تحمیل شدهی بر آن).
1. در صورت تعارض عرف و عادت و قوانین تکمیلی، حکم عرف مقدم است.
2. مفاد قرارداد بر حکم عرف و قانون تکمیلی حکومت دارد، خواه صریح باشد یا ضمنی.
۳. مخالفت با عرف گاه نیاز به تصریح دارد.
1. مسؤولیت قراردادی محدود به ضرری است که قابل پیش بینی و در قلمرو انتظار دو طرف باشد.
۲. مسؤولیت قراردادی در زمرهی قواعد عمومی قراردادها است و فایدهی شرط تصریح دو طرف یا حکم قانون و عرف مربوط به خسارتی فراتر از متعارف است.
۳. وجه التزام پیش بینی شده در قراردادها، در واقع تراضی درباره خسارت ناشی از عدم انجام تعهد است.